صفحه اصلی وبلاگ
پارسی بلاگ
شناسنامه من
ایمیل من
 RSS 
اوقات شرعی
  • بازدیدهای این وبلاگ
  • امروز: 3 بازدید
    بازدید دیروز: 12
    کل بازدیدها: 1247 بازدید
    پنجشنبه 3 مرداد 1387 ساعت 1:41 صبح+ با همه لحن خوش آوایی ام

    با همه لحن خوش آوایی ام
     
    در به در کوچه تنهایی ام
     
    ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
     
    نغمه تو از همه پرشورتر
     
    کاش که این فاصله را کم کنی
     
    محنت این قافله را کم کنی
     
    کاش که همسایه ما می شدی
     
    مایه آسایی ما می شدی
     
    هرکه به دیدار تو نایل شود
     
    یک شبه حلال مسایل شود
     
    ای نفست یار و مددکار ما
     
    کی و کجا وعده دیدار ما؟


     


    متن فوق توسط: مریم زمانی نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
    شنبه 1 تیر 1387 ساعت 4:37 عصر+ داداشم می گه ... من می گم ...

    داداشم می گه ...
    وقتی برای کمک به مادرم همراهش می رم بازار خیلی بهم سخت می گذره حسابی زجر آوره ! نه اینکه به خاطر کمک به مادرم باشه ها نهههههههه . بابا از بی حجاب ها می گم . از شلوغی و دخترای سبک و بد حجاب . تو خیابون که می ری آدم نمی دونم کجا رو نگاه کنه .
    من می گم ...
     سرت و بیاندازی پائین پاچه ها آب رفته و جوراب هم که حتما بخاطر تورم گرون شده و پول ندارن بخرن !!! سرت و بگیری بالاتر مانتوها آب رفته و شلوار که اصلا بهتره درموردش چیزی نگم !!! بازم بخوای بیشتر بالا رو ببینی و نفسی بکشی روسری ها هم آب رفته و یک وجبی شده و شالهای نازک و آویزون . یقه هم که تازگی ها از یقه مردها باز تر شده اند ...!!! حالا تو شهر ما هم که کفن پوشها میان تو خیابون !!! مانتو شلوار یکدست سفید و نازک ...
    داداشم می گه ...
    من نمی دونم این مردها غیرت ندارند که اجازه می دن ناموسشون این طوری بیان تو خیابون .
    من می گم ...
    آخه یکی نیست به این خانوما بگه آخه این همه آرایش و خرج و مخارج و لباسهای عتیقه مال کیه ؟ واسه چیه ؟ می خوای به کی نشون بدی ؟ به شوهرت ؟ خوب اون و که تو خونه و حرمت خصوصی هم می شه و خیلی هم بهتره . حالا توئی که مجردی چی ؟ به کی می خوای نشون بدی ؟ زیبائیت و برای کی گذاشتی ؟ فکر می کنی اون وقت به خاطر زیبائی بهت احترام می ذارند و بهت نگاه می کنند یا به خاطر شخصیتی که داری ؟ راستی این شخصیت و از کجا آوردی ؟ راستی تو که این همه ادعای کلاست می شه چقدر سواد داری ؟ چقدر از مسائل علمی رو بلدی ؟ چقدر از فرهنگ و ادبیات اجتماعی حالیته ؟ فکر کنم فقط نازک و با ناز حرف زدن و چندتا افاده و دک و پز !!!
    داداشم می گه ...
    راستی یه خورده فکر کردین اصلا چرا بعضی ها چادری هستند ؟ تحقیق کردی ببینی واقعا علت چیه و چرا به داشتن حجابشون افتخار می کنند ؟ حتما اونها هم می تونند مثل شما ها تیپ بزنند نه ؟ اما چرا خود داری می کنند؟ چرا در اسلام اینقدر سفارش شده به حجاب ؟ مگه مسلمان نیستی و اعتقاد به دینت نداری ؟ مگه خبر نداری آخرتی در کاره ؟ آیا بعدا هم جوابی منطقی داری که برای فرار از آتش جهنم به آفریننده خودت بدی ؟ تا حالا به این سوال ها رسیدی و بهشون فکر کردی ...
    من می گم ...
    خواهرم بیا زیبائیت برای کسی بذار که قرار عمری در کنار تو باشه و هیچ وقت ترس و هراسی از این نداشته باشه که خدای ناکرده تو بهش اهمیت نمی دی و همه فکرت خود پروری و خود نمائیه . راستی ما آدما چقدر عمر می کنیم و این زیبائی که نعمت خداست تا کی می تونیم حفظش کنیم . راستی یادت نره یه روزی این بدن با همه زیبائی ها و رسیدگی هائی که ما بهش می کنیم باید بره زیر خاک . آره همون خاکی که یه ذره از اون می شینه رو لباسمون اعصابمون و به هم می ریزه و همیشه ازش فراری هستیم .


    متن فوق توسط: مریم زمانی نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    درباره خودم
    گاه به گاه
    مریم زمانی[11]
    اشکی که بی‌صداست پشتی که بی‌پناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بی‌بهاست شرمی که آشناست دارایی من است ارزانی شماست
    لوگوی من
    گاه به گاه
    لوگوی دوستان من








    آهنگ وبلاگ من
    اشتراک در خبرنامه

    نام:

    ایمیل: