صفحه اصلي وبلاگ
پارسي بلاگ
شناسنامه من
ايميل من
 RSS 
اوقات شرعي
  • بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 3 بازديد
    بازديد ديروز: 4
    کل بازديدها: 1380 بازديد
    يکشنبه 25 فروردين 1387 ساعت 2:2 صبح+ حجاب گل باز نشده

    گل تا باز نشده است معطر است ، وقتى که باز شد، عطر خود را از دست مى دهد. زن تا با حجاب است زيباست ، وقتى که اين حجاب را کنار زد آن زيبايى و طراوت خود را از دست مى دهد


    توصيه چارلى چاپلين به دخترش 


    چارلى در نامه اى به دخترش مى گويد: برهنگى بيمارى عصر ماست و من پيرم شايد حرفهاى خنده آور مى زنم ، امابه گمان من تن عريان تو بايد مال کسى باشد که روح عريانش را دوست دارى


    نتيجه بدحجابى


    يکى از علماء مشهد مى فرمود:


    روزى در محضر مرحوم حجة الاسلام و المسلين سيد يونس اردبيلى بوديم ، جوانى آمد و مسئله اى پرسيد و گفت : من مادرم را دو روز پيش دفن کردم و هنگامى که وارد قبر شدم و جنازه مادر را گرفته خواستم صورت او را روى خاک بگذارم کيف کوچکى که اسناد و مدارک و مقدارى پول و چک هائى در آن بوده از جيبم ميان قبر افتاده ، آيا اجازه مى دهيد نبش قبر کنيم تا مدارک را برداريم ؟ و تقاضا کرد که نامه اى به مسئولين قبرستان بنويسند که آنها اجازه نبش قبر بدهند. ايشان فرمود: همان قسمت از قبر را که مى دانيد مدارک در آنجاست بشکافيد و مدارک را برداريد و نامه اى براى او نوشت بعد از چند روز آن جوان را دوباره در منزل آقاى اردبيلى ديديم ، آقا از او پرسيدند: آيا شما کارتان را انجام داديد و به نتيجه رسيديد، او غمناک و مضطرب بود و جواب نداد بعد از آنکه دوباره اصرار کردند گفت :وقتى من قبر را نبش کردم ديدم مار سياه باريکى دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نيش ميزند!! چنان منظره وحشتناک بود که من ترسيدم و دوباره قبر را پوشاندم !
    از او پرسيدند: آيا کار زشتى از مادرت سر مى زد؟گفت : من چيزى بخاطر ندارم ، ولى هميشه پدرم او را نفرين مى کرد زيرا او در ارتباط با نامحرم بى پروا بود و روگيرى و حجاب نداشت و با سرو روى باز با مرد نامحرم روبرو مى شد و بى پروا با او سخن مى گفت و در پوشش و حجاب رعايت قوانين اسلامى را نمى کرد با نامحرمان شوخى مى کرد و مى خنديد و از اينجهت هميشه مورد عقاب و سرزنش ‍ بود.


    خانم س ، ص بانوى تازه مسلمان آمريکايى ساکن آمريکا 


    من در آمريکا چشم به جهان گشودم و در بدترين شرايط اجتماعى ، در ميان مفاسد جامعه آمريکا بزرگ شدم .قبل از اينکه مسلمان گردم در طول مدت عمر گذشته ام (از طفوليت تا زمانى که دورادور با مسلمانان و بعد با اسلام آشنا شدم ) در آمريکا با مشکلات اجتماعى بسيار و حوادث ناگوار و قبايح و زشتى هاى تمدن غرب که برخى از آنها مخصوص آمريکاست روبرو شدم .در اثر تماس هاى حضورى و ارتباطات بعدى با برخى از بانوان ايرانى ساکن آمريکا با اسلام آشنا شدم ... در اين ميان با يک مهندس مسلمان ايرانى آشنا شدم که منجر به ازدواج با او گرديد، و پس از کسب اطلاعات نسبتا بيشترى درباره اسلام از او، متوجه شدم که حجاب بايد بگيرم و دلايلى که شوهرم مطرح کرد، مرا قانع نمود، بخصوص که از مردان شهوتران اين جامعه بى روح و بى محتوى و فاسد، به ستوه آمده بودم . اين بود که حجاب را بهترين وسيله محافظت خود در برابر اين مردان يا بهتر، اين وحشيان ظاهرا متمدن ديده و با رضايت خاطر قبول کردم .از وقتى که خواستم حجاب داشته باشم (روز بعد از ازدواج احساس ‍ کردم که قدم در مسير کمال برداشته ام ...)در باره اثرات مفيد و مثبت حجاب و به طور کلّى پوشيده شدن بدن زن ، مخصوصا در آمريکا هر چه بنويسم ، کم نوشته ام و برعکس از اثرات نامطلوب برهنه شدن زن (قسمتى يا بعضى از اعضأ برهنه باشد يا خيلى از جاهاى بدن ) در فاسد کردن مردان و فاسد شدن خودشان و بالاخره زيانهاى ناشى از عدم پوشش زن در جامعه ، هرچه بگويم کم گفته ام .اما براى اينکه شما را با روح قضايا آشنا سازم ، ترجيح مى دهم به مسائلى در اينجا بپردازم ، تا شما را سريع تر با روح مريضِ جامعه آمريکا آشنا کند، و آنگاه خودتان درباره اهميت و نقش حجاب و مراتب ضرورتش ‍ در اين جامعه عقب ماندها از انسانيت ، و رشد کرده از نظر صنعت پى ببريد:در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردى هوا خود را پوشانده و پوشش بيشترى داشته باشند به طور طبيعى و کاملاً محسوس ، در آمريکا تجاوز به عنف نسبت به زنان کمتر مى شود، لکن در تابستان که زنان علاوه بر گرماى هوا به پيروى از مدهاى جلف و فاسد کننده ، خود نيز دنبال بهانه اى هستند تا هر چه ممکن است لباس خود را سبک نموده و به بهانه گرما اعضاى حساس بدن خود را در معرض ديد مردها قرار دهند. تجاوز به عنف نسبت به زنان ، حتى پيرزنان نيز افزايش مى يابد، و تا آنجا پيش مى رود که در اين فصل راهبه ها نيز مورد حمله مردان جنايتکار قرار مى گيرند. علتش آن است که زنان آمريکا با آزاد کردن اعضاء بدنشان در رفت و آمدها، بصورت عريان يا نيمه عريان ، در ميان مردان ظاهر شده و موجبات تحريک آنها را فراهم مى کنند، که در برخى اين هيجانات نامطلوب تا به سرحد جنون پيش مى رود، و منجر به تجاوز به عنف مى گردد، يعنى سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کيفيت پوشش زن رابطه مستقيم و غير قابل انکارى دارد، در حالى که يقينا در بين زنانى که خود را پوشيده اند، مخصوصا مسلمانان ، اين بيمارى فصلى يا... وجود ندارد و يا تا به اين حد جنون آميز شدت پيدا نمى کند، يعنى عملاً به آثار و نتايج وجود و عدم حجاب در زن پى برده ام ...

    http://www.ghadeer.org
    متن فوق توسط: مريم زماني نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    درباره خودم
    گاه به گاه
    مريم زماني[12]
    اشکي که بي‌صداست پشتي که بي‌پناست دستي که بسته است پايي که خسته است دل را که عاشق است حرفي که صادق است شعري که بي‌بهاست شرمي که آشناست دارايي من است ارزاني شماست
    لوگوي من
    گاه به گاه
    لوگوي دوستان من




    آهنگ وبلاگ من
    اشتراک در خبرنامه

    نام:

    ايميل: