بچه بودم عقلم ناقص و بسيار محدود . هميشه وقتي توي مجلسي اين جمله رو مي شنيدم « براي تعجيل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات » احساس خوبي بهم دست نمي داد و دلمو به لرزش وا مي داشت. هميشه شنيده بودم وقتي امام زمان (عج) ظهور کنند اول به سراغ ادماي بد مياد و به حسابشون مي رسه و اونا رو از بين ميبره . منم با عقل صغيرم با خودم مي گفتم واي چه بد ، اگه آقا بياد به من محل که نمي ذاره هيچ ، شايدم به خاطر بديهام و گناهام مجازاتم بکنه . اون وقت بيچاره مي شم ، آبروم جلوي همه مي ره ...!!!
من از دنياي واقعي و دشمنان اسلام و غيره چيزي نمي دونستم و هميشه وقتي اسم آدماي بد مي اومد فکر مي کردم منظورشون همين شيطنت هاي بچگي من هم هست و من هم آدم بدي هستم... کمتر از خوبي ها و نعمتهاي بعد از ظهور مي دونستم و نمي دونستم از بين رفتن آدماي بد چقدر خوبه ...
يه خورده سن و سالم بيشتر شده بود و سوالاتي پيش روم بود که جوابش و نمي دونستم و ترس از اينکه ديگران بهم بخندن هيچ وقت درموردش با کسي حرف نمي زدم . مثلا با خودم مي گفتم اگه من آدم بدي هستم و آقا بياد و من و مجازات کنه پس چرا اين مغازه دار محله که اينقدر گرون فروشه و يا فلاني که فلان کارو مي کنه و خيلي هاي ديگه وقتي توي مسجد ميان چرا دعاي فرج و مي خونن ؟ من که لااقل اينقدر گناه نمي کنم !!! فقط توي خونه و مدرسه اطرافيان و با شيطنت هام اذيت مي کنم همين !!!
يه روز بر حسب کنجکاوي يه کتابي رو خوندم که حسابي من و دنياي من و زير و رو کرد .
توي کتاب نوشته بود وقتي آقا بياد ، اول همه مردم و به دين اسلام دعوت مي کنه ، حتي کافرها و اونائي که آدماي بدي هستن . بعد کساني که با آقا دشمن هستند با امام (ع) جنگ مي کنند و آقا به کمک يارانشون همه رو شکست مي ده . اون وقت دنيا از شر همه آدماي ظالم و ستمکار پاک مي شه . ديگه همه مردم با هم دوست و صميمي و مهربون مي شن و همه ادما به همديگه اعتماد دارند و هيچ کس به ديگران بدي نمي کنه و عدالت به معناي واقعي بين همه مردم دنيا برقرار مي شه . خلاصه دنيا هم يه جورائي مثل بهشت مي شه ...
ديگه از اون روز به بعد دلم آروم شد و هر وقت مي خوام براي ظهور آقا دعا کنم از ته دل مي گم اللهم عجل لوليک الفرج
اي کاش وقتي بزرگترا مي خوان از آقا بگن و هنگام ظهور ، از نعمتها و برکاتش به بچه ها بگن و فقط حرف از جنگ با دشمنان اسلام نباشه . از مهربوني آقا بگن و از دل رئوف و پر از مهرش . اون وقت فکر مي کنم ديگه دعاي فرج و با تمام وجود مي خونيم ، از صميم قلب . . .
اي شاه بيت شعر بلند جوانيم
کي مي شود به فصل بهارت بخوانيم
آيا شبي که خسته ايم از انتظارها
بر سفره صبور دلت مي نشانيم
نام: | |
ايميل: | |