صفحه اصلي وبلاگ
پارسي بلاگ
شناسنامه من
ايميل من
 RSS 
اوقات شرعي
  • بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 4 بازديد
    بازديد ديروز: 4
    کل بازديدها: 1381 بازديد
    يکشنبه 7 بهمن 1386 ساعت 2:5 صبح+ چادر من


    امروز يکي از همسايه ها اومده بود خونه ما . از خواهرم مي خواست براش چادر ملي درست کنه ، با اينکه خودش چادري بود اما حالا مي خواست چادر ملي بپوشه!!! . مي گفت من بچه بغل دارم سختمه و چادرمو نمي تونم درست نگه دارم ، با چادر ملي خيلي راحتترم .
    من هميشه به خودم ميگفتم چادر ملي رو طراحي کردن براي اينکه خامهاي مانتوئي بهش رو بيارن نه اينکه چادري ها بيان سراغش . خوب درستم بود اما حالا برعکس شده . به نظر من چادر ملي بايد پلي باشه براي خانماي بي حجاب به سمت حجاب و عفاف .
    من فکر مي کنم چادر ملي اگه مثل مانتو تنگ نشده باشه خوبه . به دخترهاي خوب ايران زمين که چادر ندارن هم مي گم که بيان و چادر ملي بپوشن . آخه هم يه خورده مده و هم شيک و راحت . ولي من خودم همين چادر خودم و بيشتر دوست دارم اصلا هم سختم نيست .آخه من الگوي خوبي دارم و بهش مي نازم . و خيلي هم دوستش دارم . الگوي من خانم فاطمه زهرا(س) هست . ولي به نظر من زير چادر هم خيلي مهمه ، اگه زير چادر لباس و پوشش مناسب نباشه فايده نداره . ببخشيدا ولي بعضي دختر خانمها اسمش هست چادر دارن اصلا هم رعايت نمي کنند و موهاشون و بيرون مي ذارن آرايش مي کنن زير چادرشون هم لباسشون خوب نيست . هميشه به خودم مي گم آخه اينا اون دنيا نمي خوان جواب بدن . با اين کارشون خودشون و گول مي زنن !!!
    دختراي گل و گلاب شما که چادر و دوست نداري به نظر من بيا تو هم چادر بپوش تا هم کسي نتونه نگاه بد بهت بکنه ، مزاحمت بشه و هم اينکه فرشته ها ميان بالاي سرت و مثل پروانه دورت مي گردن واي چه حس خوبي من هميشه يه همچين احساسي دارم. تازه وقتي که چادر سرم هست احساس آزادي مي کنم ، آره آزادي از شر چشمهاي هرزه و جووناي بي چشم و رو ، آزاد از شر شيطون لعنتي .
    بعضيها به خاطر چادر مسخره ام کردن و بهم گفتن امل! منم بهشون گفتم امل کسيه که همش دوست داره جلب توجه کنه و ديگران بهش نگاه کنن براي همين عفت و حجابشو ميذاره کنار و مثل عروسک مي شه مياد توي خيابون. تازه فکر مي کنه شخصيتش خيلي بالا رفته !!!  مي گن چادر مثل صدفيه که تو دلش يه مرواريد با ارزش نگه داشته . خوب حالا اونا چي دارن ؟ به نظرم اونا مثل گلي هستن که خار نداره و هر کس برسه يه دست بهش مي زنه و بوش مي کنه . وخيلي زود از رنگ و رو مي افته و پژمرده مي شه . تازه شانس بياره کسي گلبرگهاش و نکنه يا ساقه اش و نشکنه .
    حالا من مي گم چادر تاج بندگي منه ... (به قول از خانم آرين) .


    فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن ، خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .


    متن فوق توسط: مريم زماني نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    درباره خودم
    گاه به گاه
    مريم زماني[12]
    اشکي که بي‌صداست پشتي که بي‌پناست دستي که بسته است پايي که خسته است دل را که عاشق است حرفي که صادق است شعري که بي‌بهاست شرمي که آشناست دارايي من است ارزاني شماست
    لوگوي من
    گاه به گاه
    لوگوي دوستان من




    آهنگ وبلاگ من
    اشتراک در خبرنامه

    نام:

    ايميل: